برچسب: قضایی,
نویسنده: حسین عابدی
برچسب: روانی,
نویسنده: حسین عابدی
نمی توانم ظلمي که بهم شده رو فراموش کنم. حاضرم هرکاری بکنم تا انتقام بگیرم. پول... همکاری دوجانبه.... هرچي.... من عدالت می خوام، باید درموردش عدالت اجرا بشه، امیدوارم کسی باشه که اونم بدونه همیشه فقط عدالت آرامش مياره نه بخشش یا هر مزخرف دیگه ای
از کلاس تفسیر مثنوی که برگشتم، برادرم را دیدم که داشت آماده می شد بیرون برود. او نوزده سال دارد. دانشجو است. توی پله ها نشسته بود کفش بپوشد. توی جیبش سه عدد سیگار دیدم! خیلی ناراحت شدم. باورم نمی شود که سیگار می کشد. توی خانه ی ما هیچ کسی مطلقا اهل دود نیست. نمی دانم چرا او متمایل به این موضوع شده؟ حالا باید چکار کنم؟ چطور باید او را از کشیدن سیگار منع کنم؟
شده هوس خوردن چیزی، یا رفتن به جایی به سرتان بزند؟! اگرچه از آدم ها ناامیدم، به رفاقت ها بدبينم اما سخت دلم می خواهد با کسی حرف بزنم!
برچسب: صحبت,
نویسنده: حسین عابدی
برچسب: برای,
نویسنده: حسین عابدی